Archive:

Random Image:

Since:
may 2002
ابر

در بلنداي پلي نزديك
هنگامي هيچ بندي به دنيايم نبود
تنها هواي تو حفظ ام كرد
.
در اعماق چاه تنهايي
در وحشتي عميق و تاريك
فقط فكر تو دست مرا گرفت
دستي دور ولي خيلي نزديك
.
.
وقتي به نرده هاي كنار خيابون تكيه داده بودم مي گفتم خدايا ديگه زورم نمي رسه واسه منم يه معجزه بفرست
وقتي با گل كوچيك توي خاك ها حرف مي زدم مي گفتم يه اميد كوچيك مثل خودت هنوز مونده
با خودم عهد كردم همه چيو تلافي كنم همه چيو جبران كنم
من زندگيم رو ازنو به دست آوردم و
به درگاهت – خداي من - سجده شكر به جا مي آرم

abr-shahrood